خــــــــــدا رو دوست دارم



خدارو می خوام  نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدارو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدارو دوست دارم ولی نه واسه جهنم و بهشت

خدارو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت

خدارو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدارو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدارو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدارو می خوام که فقط تورو نگه داره برام

خدارو دوست دارم واسه اینکه تورو بهم داده

خدارو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدارو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدارو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدارو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدارو دوست داره آخه همیشه لبخند می زنی

فقیر


فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت.
 مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخ ها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت.
او به همین ترتیب چند تکه نان خشک خورد و سپس براه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست وی را گرفت و گفت:کجا میروی پول دود کباب را که خورده ای بده. از قضا ملا از آنجا میگذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری میکند و تقاضا مینماید او را رها کنند. ولی مرد کباب فروش میخواست پول دودی را که وی خورده است بگیرد.


ملا دلش برای مرد فقیر سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابی را که او خورده است میدهم.
کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. ملا پس از رقتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به روی زمین میانداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر. مرد کباب فروش با حیرت به ملا نگریست و گفت: این چه طرز پول دادن است مرد خدا؟ ملا همان طور که پول ها را بر زمین میانداخت تا صدایی از آنها بلند شود گفت: خوب جان من کسی که دود کباب و بوی آنرا بفروشد و بخواهد برای  آن پول بگیرد باید به جای پول صدای آنرا تحویل بگیرد.

 

داستان غول چراغ جادو


یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم.… منشی می پره جلو و میگه: «اول من، اول من!…. من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»… پوووف! منشی ناپدید میشه… بعد مسئول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من، حالا من!… من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه… بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه… مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
نتیجهء اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!

وقتی تو را دارم


برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ، نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم  و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...

تقــــــــدیم به تــــــــــــو


نبایـב یه مو از سرت کم بشه√!

ҳ̸Ҳ̸ҳ·•●حق نـבارےغصه بخورے√، همیشه بایـב شاב باشے! ҳ̸Ҳ̸ҳ


·•●اجازه ناراحت شـבن نـבارے!√ ҳ̸Ҳ̸ҳ


·•●بایـבخیلے مواظب خوבت باشے√ҳ̸Ҳ̸ҳ


·•●فهمیـבے؟ ҳ̸Ҳ̸ҳ


·•●حق مریض شـבن هم نـבارے√! باشه؟ ҳ̸Ҳ̸ҳ


·•●چون ← من בوســــــــــــــــ√ــــــــــــــــــتבارمҳ̸Ҳ̸ҳ

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

ی یــادآوری کوچــیکــ ...



چندیست مرده ام

اما کسی باور نمی کند

این مردم تا به عزایم ننشینند

 مرگم را باور نمی کنند

عاشق شدن دختر پسرا...



پسرا فقط 3ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن...؟!


.


.


.


ثانیه اول:اووووووف نیگاش کن ... عجب دافیه لامصب ...!


ثانیه دوم:صداشم ک بامزس بیشرف.


ثانیه سوم:عاشق شدم!



حالا جالب تر از پسرا دخترا هستن ک 1ثانیه طول میکشه عاشق شن...!


.


.


.


اوووووووووف ماشینو...!

سخـــــــــتــی تــنهــایی...

سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم

کــ ــه دیــدم مترسکـــــ

بـه کــلاغ میــ ــگویــد:

هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن

فقـــط تنهــام نــذار!!

 

عشـــــــــــــق لعنتی...


لعنت به کسی که می دونه به غیر از اون هیچکی تو زندگیت نیست .....

به خاطر اون با کسی نمیری......

ولی بازم تنهات میذاره......

 

مــــــــــــــــــردانه...



مردانــه کــه دلت بگیـــرد کــدام زن میخواهــد آرامــت کند…؟
 
مردانــه که بغض کنے چه زنے توانایے آرام کــردنت را دارد…؟
 
مــرد که باشــے حق ایــن ها را نــدارے…
 
مــرد که باشے حـق ات فقـط در دل نگـهداشتن است….
 
مــرد که باشے از دور نماے ِ کوهـے را دارے , مغـرور و غمگیـن و تنهـا….
 
مــرد که باشے شـب که دلت بگـیرد
 
بیچـاره میشـوے...بیچــاره
 
 

" ای جانم.... "


دختر کوچولو : چیکارم داشتی ؟

.
.
.

پسر کوچولو : میشه با پسرای دیگه بازی نکنی ؟


                                       آخه من دوست دارم ...

بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی !




بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی !


سکوت کنی !


فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری !



تموم که شد بغلش کنی و اروم در گوشش بگی :


با من نجنگ ، من دوست دارم ♥


بـــــــــــــاز بـــــــــاید …


باید بازیگر شوم ،


آرامش را بازی کنم …


باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …


باز باید مواظب اشک هایم باشم …


باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …

عشـــــــــــــق لعنتی...

شنیدیم٬ میگن:

وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،
یعنی واقعن دوسش داره...



اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ،

یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه ....


من آغــــــــــــوشــــــــــــت را می خواهم


روزگاری خواهد رسید . . .


همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ، به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی

دلت هوایم را خواهد کرد . . .
...

به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را . . .


به یاد خواهی آورد خنده هایم را . . .

به یاد خواهی آورد اشک هایم را . . .

به یاد خواهی آورد آغوشم را. . .

مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی :


 من آغوشت را می خواهم

5gvi453e9igk7du2c66.jpg

شکـــــــــــــــــــــستم


تشکرمی کنم ازتو شکستم پای این احساس

منوبردی به اونجایی که گفتن آخردنیاس

دلم کویرپردرده ترک خورده پرازفریاد

مثه سوزدل خورشیدمثه تب داغی مرداد

چیکارکردی توباقلبم که ساعت هانفس گیره

دیگه قلبت به عشق کی دروغی داره می میره

برای داشتنت هرروزشکستم بغض ابرارو

تمام دلخوشیم این بودبسازم باتوفردارو

نگاه کن روبه روی من توی آیینه تصویره

دلم می سوزه ازچشماش که ازاین زندگی سیره

الهی حسرت چشماش بمونه تاابدباتو

خداباقطره ی اشکم بهم می ریزه دنیاتو

منم اون عاشق خسته همونی که واست میمرد

همونی که دم رفتن به جون توقسم می خورد

همونم که چقدساده همه حرفاتوباورکرد

واسه توچه شباتاصبح بااشکاگونش وترکرد

نمی دونم چرا رفتی

نمی دونم چراهستم

بگوتقصیره کی بوده

من ازکی دل به توبستم؟

تشکرمی کنم ازتو

شکستی قلب داغونو

چقدربی آبروکردی

باعشقت اسم مجنونو

361tjvoi8ice2qvxnvz.jpg



درد


دردمیکشم .....درد

هم تلخ است هم ارزان

هم گیرایش بالاست

هم اینکه تابلونمیشوم

رفیقی که مرابه دردمعتادکردناباب نبود

اتفاقاباب بود

فقط نگفته بودکه ماندنی نیست

همین....

ra0o4jyiuhejw97s8a7.jpg

یاد گرفتـــــــــــــــــــــم


هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم. یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم هر کیو که فهمیدم دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچکس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم

hhgycgfktn0a53zh2jm9.jpg

دارم از تــو حــرف مي زنــم


دارم از تــو حــرف مي زنــم

امــــا روحــت هم از نوشــــته هــايم خبــر نــدارد

ايــــرادي نــــدارد يــاد تــو

به نوشتــــه هــايم رنــگ مي دهــد

شــايــد ديگــري بخــــواند و آرام گيــــرد ذهــــن پريشــــانش... !!!

يه وقتــايي با کــسي کــه دوســش داري دعــوات ميشــه ...

پــيش خــودت ميــگي

اصــلا به جهــنم که زنــگــ نــزد ليــاقت نــداره کــه

پيــش خــودت ميگــي مــن که عــمرا بهــــش مســــيج بــدم

بـا اينــکه کــلي تحــمل ميکنــي که مثــلا عــين خــيالت نيســت

امــا به خــودت که نمــيتــونــي دروغ بگــي

آره عــزيزم دلــت بــراش تنــــگ شــده پــس اين بــار تو کــوتاه بــيا

hrlhfjpk7w270ru3bf.jpg


در عجبــــــــــــــــــــــــــــــــم


چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره

تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه

تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمیگرده

تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

وتا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه

nrk9sjt9l2suecwfh7z.jpg

به یـــــــــــــــــــــــــادت

به یادت ساختم وقتی تو را دیدم نمی دانی  

 خودم را باختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

 به من گفتند جنگ نابرابر می کندچشمت

سپر انداختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

 دو ابروی تو بین مطلع شاعر شدن را داد

غزل آموختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

چه حالی داشتمن وقتی که رَد گشتی کنار من

 تو را نشناختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

به خود گفتم به وقت دیدنت دل داغ می گردد ولیکن

سوختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

به وقتی دیدنت گفتم که شعری ناب خواهم گفت

 لبم را دوختم وقتی تو را دیدم نمی دانی

99sf3j6ghg5r2jpz0vo.jpg

دخترها نمی‌توانند...پسرها نمی‌توانند...

nu0irs3hutqplk6mbit7.jpg" />

دخترها نمی‌توانند

۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!
۲- با دیدن یکی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!
۳- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!
۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند!
۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند!
۶- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند!
۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!
۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!



پسرها نمی‌توانند

۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!
۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!
۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!
۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه‌ای نزنند!
۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!

خاطــــــــــــــــــره

ﺑﻌﺪ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ، ﮔﻔﺘﻢ ﺟﺰﻭﺗﻮ ﺑﺪﻩﮐﭙﯽ ﮐﻨﻡ!ﺍﺯ

ﺷﺎﻧﺲ ﻣﻦ ﮐﭙﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﺎﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﻣﯿﺮﻡ

ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ ﮐﻪ ﺟﺰﻭﻩ ﺭﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﻨﻢ ﻭﺑﻬﺘﻮﻥ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﻢ، ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ

ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﻥ؟!!!ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﻦ ﮐﻮﭘﻪ ﻫﺴﺘﺶ ﻭ

ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺳﻪ 2 ﻧﻔﺮﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ !!!ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﻧﯿﺶ ﺧﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﻭﺳﺘﺎﺷﻮ

ﺷﻮﺭﻉ ﮐﺮﺩﻥﭘﭻ ﭘﭻ ﮐﺮﺩﻥ؛ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻫﯽﺳﻮﺍﻝ

ﻣﯿﭙﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺘﻮﻥ ﭼﯿﻪ ﻭ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﺪ ﻭ ... ﮐﻼًﻓﻀﻮﻟﯽ !!ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﻫﻢ ﺑﻪ

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪﻥ...ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﺭﺏ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻧﺰﺩﯾﮏ

ﻣﺎﺷﯿﻦ،ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ " ﻭﺍﻧـــــﺘﻮ " ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﺮ ﺩﯾﺪﻧﯽ ﺑﻮﺩ،

ﯾﻬﻮﺩﻭﺳﺘﺎﺵﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ !!ﻣﻨﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺩﻡ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ 2-

3 ﺗﺎ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺗﺎﺯﻩﺟﺰﻭﺷﻢ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ !! |:ﻣﻨﻢ ﮐﻒِ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ

ﮔﺎﺯ ﻣﯿﺰﺩﻡ!!!ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺩﻭﺭﻏﯽ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ... ؟!!

دوســـــــــــــــــت دارم


bierwhh9ojj15pun4c3z.jpg

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون

آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده... دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت.. پسره نوشته بود... تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون لطفا بیا پائین

میخوام
برای آخرين بار ببينمت...«خيلي خيلي دوستت دارم»

دلـــــــــــــــــــــــم گرفته

ای اسمان زیبا....                          
                          امشب دلم گرفته
 

از های و هوی دنیا....                    
                        امشب دلم گرفته


یک سینه غرق مستی                   
                     دارد هوای باران


از این سراب رسوا....                        
                        امشب دلم گرفته


امشب خیال دارم....                         
                     تا صبح ها بگریم


شرمنده ام خدایا....                         
                      امشب دلم گرفته


خون دل شکسته....                       
                   بر دیدگان تشنه


باید شود هویدا....                         
                     امشب دلم گرفته


ساقی عجب صفایی....                   
                 دارد پیاله ی تو


پرکن به جان مولا....                       
                     امشب دلم گرفته


گفتی خیال بس کن....                     
                          فرمایشت متین است


فردا به چشم اما....                         
                     امشب دلم گرفته

بــــــــــاز بــــــــــاران


باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ ان دل دیوانه ات کو؟روزهای کودکی کو؟ فصل خوب عاشقی کو؟
یادت اید روز باران گردش یک روز دیرین پس چه شد دیگر کجا رفت؟خاطرات خوب و شیرین
در پس ان کوی بن بست در دل تو ارزو هست؟
کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد ارزو ها رفته بر باد
باز باران.... باز باران بی بهانه بی ترانه شایدم گم کرده خانه

خــــــــــــــــــــــدا

پس از افرینش خدا گفت:
نازنینم ادم ....باتو رازی دارم اندکی پیش ای

ادم ارام و نجیب پیش امد

زیر چشمی به خدا مینگریست

محو لبخند غم الود خدا!

دلش انگار گریست!

نازنینم ادم!(قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید)

یاد من باش که بس تنهاییم !

بغض ادم ترکید گونه هایش لرزید به خدا گفت:

من به اندازه ی گل های بهشت....نه به اندازه ی عرش...نه من به اندازه ی تنهاییت !ای هستی

من دوستت دارم

ادم کوله اش را برداشت .خسته وسخت قدم برمیداشت

راهی ظلمت پرشور زمین طفلگی بنده ی ادم در میان لحظه ای جانکاه,هبوط

زیر لب های خداوند شنید:

نازنینم ادم !تونه به اندازه ی تنهایی من,نه به اندازه ی گل های بهشت,نه به اندازه ی عرش که به

 اندازه ی یک دانه ی گندم ,تو فقط یادم باش

نازنینم ادم!نبری از یادم

پست هایه بازدید کنندگا


n37xdj1r9tzowlrdu9pb.jpg

داشتم اسباب بازی هایش راجمع میکردم....ماتم برد وقتی "دلم"رادیدم......


♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بشنو ای عزیز عشق جرم است و دوست داشتن گناه مبا دا نامی از عشق در کوچه و پسکو چه

های قلبت بنویسی که در ادامه زندگی محکوم به فراق و جدایی خواهی شد


♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سکوت کن...حرف دلت را نزن...گاهی سبک نشوی سنگین تری...


♥♥♥♥♥♥♥♥♥

اگرباکسی نیست خوشحال نباش وقتی تنها ماند ه ام یعنی هنوز نتوانستم تورا ببخشم و بروم


♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نمی دانم چراچشمانم گاهی بی اختیار خیس میشود میگویندحساسیت فصلی است اری من به

فصل فصل این دنیای بی تو حساسم

بيمارستان رو به بهشت

در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند.

یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند.
تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود.
اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد.
و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.
آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند.
از همسر ...
خانواده و ...
هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد.
بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت.
این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت.
مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند.
درختان کهن به منظره ی بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد.
همان طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.
روزها و هفته ها سپری شد.
یک روز صبح ...
پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار پنجره دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود.
پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند.
مرد دیگر خواهش کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند.
پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.
آن مرد به آرامی و با درد بسیار ...
خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد.
بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.
در عین ناباوری او با یک دیوار مواجه شد.
مرد پرستار را صدا زد و با حیرت پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی برای او توصیف کند؟
پرستار پاسخ داد: "شاید او می خواسته به تو قوت قلب بدهد.
آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را ببیند."

اس ام اس عــــــــــــــــاشقانه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



قدش به عشق نمیرسید غرورم را زیر پایش گذاشتم تا برسد اما باز هم نرسید....

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد

بهتر از دل بستن

به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

پسر:بزرگترین ارزوت چیه؟

دختر:زیر بارون عشقمو بغل کنم,ارزوی تو چیه؟

پسر:اینکه کسی که زیر بارون بغل میکنی من باشم

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

قول داده اَم...

گاهـــﮯ...

هَر اَز گاهـــﮯ...

فانـــوس یادَت را...

میاטּ ایـטּ کوچه ها بـﮯ چراغ و بـﮯ چلچلـﮧ، روشَـטּ کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـטּ هَماטּ منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهاے بـﮯ خواب و بـﮯ خاطـــِره

میاטּ این کوچـﮧهاے تاریک پَرسـﮧ میزَنـَم

اَما بـﮧ هیچ سِتاره‌ے دیگـَرے سَلام نَخواهــَـم کَرد...

خیالَت راحَت !{-35-}{-35-}{-35-}


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

ین روزها…”بغض” دارم!

“گریه” دارم!

تــــــــا دلت بخواهـــــــد…

“آه” دارم…!

ولی “بازیگر”خوبی شده ام…

“میــــــ خنــــــــدم”


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

نمیگم دوستت دارم ....

نمیگم عاشقتم ....

میگم دیوونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیوونست . .


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام
بی خبر از موج دریا ها نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی
بی تو هرگز زندگی زیبا نبود


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

آرزوﮮمــלּ ایــלּ بود زیـــر سقف ایـלּ נنیـــــا

مــלּ بــــراﮮ تــــــــــو بــــاشــҐ

  تـــــــــــو بــــراﮮ مــלּ تنهـــــا

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه…

محکم بغلت کنه…

بذاره اشک بریزی راحت شی….

بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم “


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دوست می دارمـش ...

امـّـا ...

می تـرسم بـگویــم و بگـویـد : " مرسـی !! "

یــا بگویـد بـه این دلـیـل و آن دلـیـل دوسـتـم نـدارد ...

یــا چـه می دانـم ...

مثـل خیـلیـهـا بگـویـد لیـاقـتـم بـیـشـتـر از این حرفـهاسـت ...

می تـرسـم از اینــکـه

هـرچـیـزی بـگویـد جُـز :

" مــَــن هـم دوسـتت دارم ... "


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

درشگفتم که سلام آغازهردیداریست،ولی در نماز پایان است.

شایداین بدین معناست که پایان نماز آغازدیدار است.


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

یه دوست خوب می گفت:آدمامثل کتابن تاوقتی تموم نشدن جذابن.

پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا تموم نشی.

چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه!!!


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

این روزا هر زوج جوونی رو که میبینم دستشون تو دست همه

یاد خودمون میفتم که میتونسیم من و تو ، ما بشیم

اما افسوس...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

خدایا التماست می کنم

همه دنیایت ارزانیِ دیگران !

ولی ...

آنکه دنیایِ من است

مالِ دیـگری نباشد...


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

می ترسم از اینكه

روزی

یك جایی

من و تو

خیلی دور از هم

شب و روز در آغوش یك غریبه

بی قرار هم باشیم ...

و بعد از هر بار هم آغوشی به یاد

آغوش هم بیصدا گریه كنیم !



❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دلم برای یک نفر تنگ است...

نهـ میدانمـ نامشـ چیست

ونهـ میدانمـ چهـ می کند

حتیـ

خبری از رنگ چشمـ هایشـ همـ ندارمـ ...

رنگ موهایشـ رانمیدانمـ

لبخندشـ راهمـ

ندیده ام...

فقط میدانمـ کهـ باید باشد ونیست!


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم ، همیشه میترسیدم رهایم کنی ،مرا تنها بگذاری

اما…. تو آنقدر خوبی، که به عشق و دوست داشتن وفاداری

که حتی یک لحظه نیز فکر نبودنت را نمیکنم

همین مرا خوشحال میکند ، همین مرا به عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

این من هستم که وفادار خواهم ماند ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!

این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم{-83-}

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

ارام میگویم: بشنو....

سکوتی که برای سایه قاصدکی میشکند....

فریاد تنهایی هاست.!!!

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

داشتم اسباب بازی هایش راجمع میکردم....ماتم برد وقتی "دلم"رادیدم......


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

درهیاهوی این شهرشلوغ

این منم....

"آرام"

آنقدر آهسته میروم که گمان کنند مرده ام..!!